چرا برندهای چینی در ایران موفق شدند و برندهای ایرانی در چین نه؟

فهرست مطالب


وقتی اسم برندهای چینی مثل شیائومی، هاوال، چری یا هواوی میاد، بیشتر ما یاد محصولاتی می‌افتیم که هم قیمت مناسبی دارن، هم ظاهر مدرن و هم خدمات قابل‌قبول. اما اگه برعکس نگاه کنیم، کمتر کسی در چین برند ایرانی خاصی رو می‌شناسه. سؤال جالبه: چطور شد برندهای چینی در ایران جا باز کردن، ولی برندهای ایرانی در چین نه؟


۱. چین، صادرکننده‌ی هوشمند اعتماد
چین سال‌هاست استراتژی مشخصی برای جهانی‌سازی برندهاش داره. فقط در سال ۲۰۲۳، بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار صادرات محصولات با برندهای ملی ثبت شد. برندهایی مثل هواوی و شیائومی با سرمایه‌گذاری در تبلیغات، خدمات پس از فروش و طراحی محصولاتی متناسب با ذائقه‌ی بازارهای مقصد، تونستن اعتماد مصرف‌کننده ایرانی رو جلب کنن.
مثلاً چری در بازار ایران با ترکیب قیمت رقابتی و طراحی اروپایی، سهم بیش از ۱۰٪ از بازار خودروهای مونتاژی ایران رو به خودش اختصاص داده. این یعنی برند چینی فقط جنس نمی‌فروشه؛ احساس کیفیت مقرون‌به‌صرفه می‌فروشه.


۲. برند ایرانی بدون نقشه در چین
برندهای ایرانی، هرچند محصولات خوبی دارن، اما برای ورود به بازار چین معمولاً استراتژی بومی‌سازی ندارن. در بازاری مثل چین که بیش از ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت داره و رفتار مصرف‌کننده‌اش به‌شدت دیجیتالی و رقابتیه، برند ایرانی باید دقیق بدونه با چه سلیقه‌ای طرفه.
در حالی که پلتفرم‌هایی مثل WeChat، Douyin و Xiaohongshu بستر اصلی تبلیغات و فروش در چین هستن، اغلب برندهای ایرانی هنوز از روش‌های سنتی بازاریابی استفاده می‌کنن. حتی بسیاری از برندها حضور رسمی دیجیتال در این شبکه‌ها ندارن، در حالی‌که طبق آمار ۹۶٪ از کاربران چینی خرید آنلاین انجام میدن (Statista).


۳. فرهنگ مصرف؛ جایی که چین درس بازاریابی می‌ده
چینی‌ها مصرف‌کننده‌های احساس‌محور اما برندگرا هستن. برای اون‌ها «داستان برند» به اندازهٔ محصول مهمه. برندهای چینی، مخصوصاً در صنایع تکنولوژی و خودروسازی، سال‌ها روی این تصویر کار کردن. مثلاً هواوی نه‌تنها گوشی می‌فروشه، بلکه مفهوم «غرور ملی تکنولوژیک» رو ترویج می‌ده.
اما برند ایرانی در چین روایتی نداره؛ نه فرهنگی، نه تجاری. در کشوری که برندهایی مثل Li-Ning با استفاده از هویت فرهنگی چینی در مد جهانی رشد کردن، برند ایرانی بدون روایت شبیه مسافریه که بدون مترجم وارد پکن می‌شه.


۴. بستر اقتصادی و دیپلماسی برند
چین مسیر ورود برندهاش رو با قراردادهای بزرگ و همکاری‌های صنعتی هموار می‌کنه. مثلاً با پروژه‌های «کمربند و جاده»، شرکت‌های چینی از حمایت مالی و سیاسی برای نفوذ در بازارهای منطقه‌ای برخوردارن (Belt and Road Portal).
اما برند ایرانی معمولاً پشتیبانی ساختاری برای ورود نداره. نبود دفاتر تجاری فعال در چین، کمبود زیرساخت‌های صادراتی مدرن، و حتی تفاوت در استانداردهای بسته‌بندی یا گواهی‌نامه‌ها باعث می‌شه محصول ایرانی نتونه از در اصلی وارد بازار بشه.

۵. آینده: یادگیری از مسیر چین
موفقیت برندهای چینی در ایران تصادفی نیست؛ حاصل سال‌ها شناخت بازار، بازاریابی دیجیتال هوشمند و انعطاف فرهنگیه.
اگر برندهای ایرانی بخوان در چین موفق بشن، باید:
•  از حضور در پلتفرم‌های بومی مثل WeChat و Douyin شروع کنن.
•  محصولات و پیام برند رو با ارزش‌های فرهنگی چینی هماهنگ کنن.
•  و مهم‌تر از همه، «داستانی واقعی» از برند خودشون تعریف کنن که برای مصرف‌کننده چینی معنا داشته باشه.
چین امروز فقط یک بازار بزرگ نیست؛ آینه‌ایه که می‌تونه به برند ایرانی یاد بده چطور خودش رو جهانی کنه.

دسته‌ها

دیدگاه خود را بنویسید

نوشته های مرتبط